السيد حامد النقوي
260
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
استدلال خود بحديث نجوم اوّلا تصريح نموده به اينكه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بتشبيه كردن صحابه خود بنجوم اشاره فرموده است بسوى تفاوت مراتبشان در علم زيرا كه نجوم اگر چه در اصل نور كه سبب اهتدا در ظلمات برّ و بحر مىشود مشترك مىباشند ليكن تفاوت مراتب آن نجوم در نور و اشراق و اضاءت مخفى نيست و ثانيا تصريح كرده كه آن جناب به اين تشبيه اشاره فرمودهاند بسوى اينكه تفاوت مراتب صحابه در نور علم موجب خلل در اهتدا بايشان نمىشود و هر كه عمل نمايد بر قول كمترين صحابه از روى علم او غير مهتدى نيست چنان كه تفاوت مراتب نجوم در نور موجب اين معنى نمىشود كه كسى كه اخذ باقل نجوم از روى نور بوده باشد او غير مهتدى گردد و ثالثا از روايات حديث نجوم روايت سجزى و ابن عساكر ذكر كرده كه در آن مصرّحا واردست ان اصحابك عندى بمنزلة النجوم فى السّماء بعضها اضوء من بعض و اين روايت را دليل موضح مطلوب و مدعاى خود كه تفاوت مراتب صحابه در علمست وانموده و رابعا در آخر كلام بتصريح تمام افاده كرده كه ما دانستيم كه جميع صحابه با وصف تفاوت درجات خود در اصل اهتدا بايشان مشترك مىباشند و غرض از نقل اين افادات طريفه كردى كه در هواى اقتداى اصحاب بمعرض بيان آورده و فساد موادّ آن بتفصيل جميل انشاء اللَّه تعالى در مجلد حديث ثقلين مبين و مبرهن خواهد شد آنست كه درين مقام كه مقام نقض كلام اعور مىباشد بر هر متامل واضح و لائح گردد كه نزد كردى تفاوت مراتب صحابه در علم فى حد ذاته هم امر محققست و از حديث نجوم نيز ثابت مىشود پس محل كمال عجبست كه چه چگونه اعور درين امر ظاهر اظهر مصادمت بداهت اختيار نموده بحديث نجوم استدلال بر مساوات جميع صحابه در علم مىنمايد و در اظهار كمال فقدان بصارت خود نزد هر ناظر افزايش مىفرمايد هفتم آنكه ثبوت علم براى كل صحابه خواه بتفاوت باشد و خواه بتساوى چنانچه مزعوم اعورست امريست باطل كه هرگز بپايه ثبوت نمىرسد و بداهة تتبع احوال صحابه مبطل و موهن آنست و از همين جاست كه در بيان معنى حديث نجوم حضرات اهل سنت ملجا بتخصيص مىشوند آنفا دانستى كه كردى در كلام خود تنزيل اين حديث بر مجتهدين صحابه نموده چنانچه گفته ثم ان لم يوجد منصوصا عليه فيهما رأيناه قد احالنا على الاخذ بقول المجتهدين من الصّحابة رضى اللَّه عنهم و صوب الجميع حيث نص على ان الآخذ بقول ايهم كان مهتد و اين كلام چنانچه مىبينى بصراحت دلالت دارد بر آنكه مراد از صحابه كه در حديث نجوم امر باقتدايشان وارد شده مجتهدينشان هستند و كردى اين معنى را مثل امر مفروغ عنه بحتم و جزم افاده مىنمايد و نصر اللَّه كابلى در صواتع در ذكر حديث نجوم گفته و المراد من الاصحاب من لازمه عليه السّلام من المهاجرة و الانصار و غيرهم غدوة و عشية و صحبه فى السفر و الحضر و تلقى الوحى منه طريا و اخذ